قصه های عاشقونه بی وفای ها و شکستن ها
پسرها{ بعضي پسرها با چهره اي معصوم به يک دختر ميگن دوسش دارن از اون ور ده تاي ديگه دارن ولي
اگه يه روز واقعا" عاشق بشن پاي عشقشون ميمونن} درست يا نادرست
دخترها{مرموز ناقلا با چشماني شيطان سفت خدا نکنه زير چشمي پسري رو نگاه کنن واويلا خدا
به داد اون پسر برسه شانس بياره روزگارش سياه نکنن و اما بعضي از چادري ها ..چادر رو ميگيرن
جلو صورتشون تا بهتر بتونن نگاه کنن اگه خدايي نکرده تو يه کوچه دسته اي از دخترا کل کوچه رو تسخير کرده باشن
و يه پسر بخواد از اونجا رد شه اول بايد شهادش بفرسته بعد رد شه چون ممکنه سنگ بارون شه والا
يا با جملاتي دق دليشون خالي ميکنن مثلا" اي خفه ببيت ردش ندن که از اره امت بزار فارسي بگم
ايش چه پرو ايش بميري يا در بعضي مواقع ديده شده با سنگ دق دليشون خالي ميکنن
خوب دخترهء پرو کل کوچه رو گرفتين حاظر نيستين برين کنار يه چيزي هم طلبکارين
اره اينجوريه ولي با اين وجود دلي نازک و قلبي مهربون دارن بر عکس پسرها زود گول ميخورن اگه مهبت ببينن
اون مهبت رو با هيچ چيز عوض نمي کنن مثلا"با يه شاخه گل و از ته دل بگي دوست دارم
همون جمله بسه...بله} درست يا نادرست

یه صدا یه صدای اشنا یه عاشق یه عاشق بی گناه**** یه رویا یه قصه یه قصه از یه غصه
اسمون و ستاره مهتاب و شب قشنگه****چشمای تو بارونی چشمای من ابر بهاری
دل تو شکسته دل من که خسته***** گناه من چه بوده خدای اسمون میدونه
شب مهتاب است و چشمانم در انتظار***** همان چشمانی که ندیدن هنوز لحظهء دیدار
شب شب عشق است و مستی***** شب می ساقی و شراب هستی
ساقی بده می که دلم تنگ است*****ساقی دلم بیقرار و چشمانم مست مست است
![]()
